شخصیت ها

سید محمدحسین بهجت تبریزی ( شهریار )

 

 

 

مقدمه

سید محمدحسین بهجت تبریزی یکی از برجسته ترین شعرای معاصر است؛ که شهرت او با مدح اهل بیت (س) و انقلاب ایران اسلامی می‌باشد. منظورمه حیدر بابایه سلام به زبان ترکی آذربایجانی یکی از معروف ترین آثار اوست که به 80 زبان زنده دنیا ترجمه شده است. شعر “آمدی جانم به قربانت…” یکی دیگر از معروف ترین منظومه های شهریار است که بعدا آواز آنرا غلامحسین بنان به زیبایی خواند.

وی در 11 ام دی ماه سال 1285 در روستای خشگناب بخش قره چشمن اطراف تبریز چشم به جهان گشود. پدر او که به گفته خودش: «اولین استاد و مربی من پدرم بود.»، در تبریز وکیل بود و اینچنین در تربیت او نقش شگرف داشت. در اداره ثبت اسناد نیشابور و مشهد خدمت کرد تا اینکه در سال 1315 به استخدام بانک کشاورزی تهران درآمد. از دوستان وی میتوان هوشنگ ابتهاج، استاد صبا، تفضلی، نیما یوشیج، امیری فیروزکوهی و ابوالقاسم شهریار نام برد.

او ابتدا تخلص “بهجت” را برای خود برگزید اما سپس دو بار به این منظور فال حافظ گرفت و تخلص خود را به شهریار تغییر داد.

 

سید محمدحسین بهجت تبریزی ( شهریار )
سید محمدحسین بهجت تبریزی ( شهریار )

 

دوران کودکی ، نوجوانی و جوانی شهریار

این مرد بزرگ اولین شعر خود را به زبان ترکی در چهار سالگی سرود که نشان از نبوغ و طبع بلندش است.

شهریار دوران تحصیل خود را در تبریز و در مدارس متحده، فیوضات و متوسطه تبریز گذراند و بر نوشتن و خواندن زبان های ترکی، فارسی و عربی مسلط شد. سپس در مدرسه دارالفنون تهران تحصیلات طب خود را تا سال آخر خواند و در چند بیمارستان هم مدارج انترنی خود طی کرد اما به دلیل شکست عشقی عمیق و مشکلات دیگری ترک تحصیل نمود.

 

سید محمدحسین بهجت تبریزی ( شهریار )
سید محمدحسین بهجت تبریزی ( شهریار )

 

وفات شهریار

این هنرمند مشهور روزهای آخر عمر خود را بیمار و در بیمارستان مهر تهران بستری شد.

در 27 شهریور 1367 به دیار باقی شتافت و در مقبره الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. این روز با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، روز ملی شعر و ادب پارسی نامیدند.

 

سید محمدحسین بهجت تبریزی ( شهریار )
سید محمدحسین بهجت تبریزی ( شهریار )

 

آثار و اشعار

شهریار بیش از 28 هزار بیت به زبان فارسی و 3 هزار بیت به زبان ترکی شعر سروده و اکنون در بسیاری از کشور های جهان شخصیتی شناخته شده است. در جماهیر ماورای قفقاز و آسیای مرکزی انواع اماکن عمومی از قبیل پارک ها، سالن های تئاتر، خیابان ها و… را به نام او زدند تا آنجا که منظومه حیدربابایه سلام او در بیشتر دانشگاه های آمریکا مورد بحث رساله های دکتری قرار گرفته و برخی از موسیقیدان ها مانند هاژاک ارمنستانی آهنگ جالبی برای او ساخته است.

او اشعار زیبایی در مدح امیرالمومنین علی (ع) و امام حسین (ع) و کاروان کربلا سرود و اشعاری را در مدح جانبازان انقلاب اسلابی و حتی شعری درباره جدایی قفقاز از ایران گفت.

از اشعار انقلابی او میتوان به اشعار سلام، مقام رهبری، نوروز انقلاب، طلیعه انقلاب، یوم الله 22 بهمن و هفتم تیر نام برد. مجموعه اشعار او درباره انقلاب در جلد سوم دیوانش با عنوان انقلاب اسلامی و شهریار به چاپ رسیده است.

 

سید محمدحسین بهجت تبریزی ( شهریار ) و آیت الله خامنه ای
سید محمدحسین بهجت تبریزی ( شهریار ) و آیت الله خامنه ای

 

بیانات مقام معظم رهبری درباره شهریار

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای ( حفظه الله) با ایشان مراودات خوبی داشتند و در سال 71 در مراسم بزرگداشت ایشان گفتند: «یک نکته اساسی هم درباره‌ شهریار هست که اگر رویش تکیه کنیم، به نظر من شایسته است. آن نکته این است که شهریار در دوران مهمی از زندگی‌اش ـ در حدود شاید ۳۰ سال آخر زندگی‌اش ـ دوران عرفانی و معنوی بسیار زیبایی را گذراند و به انس با قرآن و انس با معنویات و خودسازی پرداخت. یعنی به خودش رسید و سعی کرد باطن و معنویت خودش را صفایی ببخشد… وقتی انقلاب پیروز شد، او با همان روحیه دینی و ذهنیت صاف و روشن خودش، از انقلاب استقبال بسیار خوبی کرد… در همه مواقع حساس انقلاب، او نقش مؤثری ایفا کرد. یک جنگ هشت‌ ساله بر ما تحمیل شد که یکی از سخت‌ترین تجربه‌های ما بعد از انقلاب بود. تعداد شعرهایی که شهریار برای جنگ گفته؛ حضوری که او در مراکز مربوط به جنگ، مثل کنگره‌های مربوط به جنگ و شعر جنگ پیدا کرده و مدحی که او از بسیج عمومی مردم یا از سپاه یا ارتش کرده، به قدری زیاد است که اگر انسان نمی‌دید و نمی‌شنید و خودش لمس نمی‌کرد، به دشواری می‌توانست آن را باور کند… به هر حال، شهریار یک شاعر اسلامی و انقلابی بود. من خبر داشتم در همان اوقاتی که شهریار برای انقلاب می‌سرود، یک عده از روشنفکران وابسته به رژیم گذشته که با او سابقه‌ دوستی داشتند، مرتب فشار می‌آوردند، نامه برایش می‌نوشتند و شعر در هجوش می‌گفتند. حتی اطلاع داشتم که رفته بودند و او را ملامت کرده بودند که تو چرا برای انقلاب اسلامی، این ‌طور دل می‌سوزانی!؟ و او مثل کوه ایستاده بود…»

خدایش بیامرزد…

 

سید محمدحسین بهجت تبریزی ( شهریار )
سید محمدحسین بهجت تبریزی ( شهریار )

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا